تبليغاتX
تنها در باران
دوستی با صداقت......................
 به نام حق
 
 
علی   شیر خدا . گر سایه الوهی خود را از فراز بام هستی بردارد ظلمات مطلق دل
 آدمیان را به لرزه در می آورد 

آنگونه که ازبرای آمدنش دیوارکعبه تاب مقاومت ازکف دادتامولای مطلق عالمیان در 
شریفترین جایگاه زمین پای بر هستی گذاشته و جهانیان را به قدوم ملکوتی اش مفتخر
 سازدهمو که با آمدنش دل عشاق سوته دل را لبریز از شور و شعف نمود تا زمین وزمان 
زیر پایشانرقص سماع نماید تا چه رسد رهروان طریقتش که مست باده ی الست مولایشان هستند و ذکر
< هو یا علی مدد >
بهانه ی حیاتشان میباشد و جز او و راهش طریقی را در خور پیمودن نمیبینند و هر چه
هست نیست از او میدانند و به گفته ی حضرت مولانا:
تا هست علی باشد و تا بود علی بود
آب حیات عشق را در رگ ما روانه کن
آیینه ی صبوح را ترجمه ی شبانه کن
ای پدر نشاط ما بر رگ جان ما برو
جام فلک نمای شو وز دو جهان کرانه کن
ای خردم شکار تو تیر زدن شعار تو
شست دلم بدست کن جان مرا نشانه کن
خیز کلاه کژ بنه وز همه دامها بجه
بر رخ روح بوسه ده زلف نشاط شانه کن
چون که خیال خوب او خانه گرفت در دلت
چون تو خیال گشته ای در دل وعقل خانه کن
شش جهت است این وطن قبله درو یکی مجو
بی وطنی است قبله گه در عدم آشیانه کن
کهنه گر است این زمان عمر ابد مجو در آن
مرتع عمر خلد را خارج این زمانه کن

 
+ نوشته شده در  2006/10/15ساعت 7:18 AM  توسط فرشته | 
به نام حق
 
 
ماه تنها بود، منم

اين همه به آسمان نگاه كرديم و ندانستيم
ماه نقطه آخر خط است
و اين هواي كوچك
دل شوره هايمان را جا نميدهد ديگر...
نميدانم به جاي كدامين واژه سكوت را جايگزين كرده ام و به جاي كدامين غصه تمام رنجها و دردها را در كوله بارم ذخيره كرده ام و با خود مي برم، به هواي كدامين نگاه و كدامين ديدار چشمهايم را بسته ام و در جاده اي بي سر و ته زندگي قدم مي گذارم تنها، در اين تنهايي عميقي كه به اندازه همه تنهايي خدا عميق است كه حتي دستهاي فرشته هاي خدا هم به آن نميرسد...!
اين جا و آن جا
حالا تمام آن روزها روي دستمان مانده
و هيچ كس آن خيابان را تا انتها نرفت
اين خنده گاهي بيخ گلويم را آنچنان مي بندد كه به بغض تبديل مي شود اين روزها، اين روزهاي كه رابطه ها شده اند كاري و هيچ كس به فكر هيچ كس نيست، اين روزهاي كه دوستي ها و رفاقتها به طنابي پوسيده و كهنه مي ماند، كاش كسي ميدانست كه تقصير كدامين ماه است كه بدون اينكه ما بدانيم شب تو آسمان در كنار ستاره تا صبح بزمي عاشقانه بر پا مي كنند و ما خيره به آسمان تا صبح بيدار مي مانيم
 
حقیقت و عشق تنها مفاهیمی هستن که ارزش زندگی
کردن برای آنها وصد البته ارزش مردن برای آنها وجود دارد
 
 
                                          *یا علی*
 
+ نوشته شده در  2006/9/20ساعت 2:17 AM  توسط فرشته | 
ملا قات با خدا

روزی پسر بچه ای تصمیم گرفت به ملا قات خدا برود و چون می دانست راه درازی
در پیش دارد مقداری کلوچه و نوشیدنی در چمدان گذاشت و سفرش را آغاز کرد
هنوز راه درازی نرفته بود که در پارک چشمش به پیرزنی افتاد که دروی صندلی
نشسته بود و خیره به پرندگان نگاه می کرد پسرک کنار پیرزن نشست و چمدانش
را باز کرد می خواست چیزی بنوشد که متوجه گرسنگی پیر زن شد و کلوچه ای به او داد
پیرزن با حس سر شار از قدر شناسی آن را گرفت و لبخندی نثار پسرک کرد لبخندش
آن قدر زیبا بود که پسر ک خواست برای دیدن دوباره آن مقداری نوشیدنی نیز به او
بدهد لبخند های پیرزن پسرک را غر ق در لذت کرد. آن دو تمام بعد از ظهر را به خوردن
و نوشیدن گذراندند بی آن که کلمه ای بین آن ها رد و بدل شود با تاریک شدن هوا پسرک تازه
متوجه شد چقدر خسته است و برای برگشتن به خانه از جا بر خاست اما هنوز چند قدمی پیش
نر فته بود با سرعت به سوی چیرزن باز گشت و او را در آغوش کشید و باردیگر نظاره گر
عمیق ترین لبخندپیر زن شد
 مادر پسرک که با ورود او اوج لذت را در چهره وی تشخیص
داد علت شادی او را جویا شد پسرک نیز در پاسخ گفت من امروز با خدا ناهار خوردم و
قبل از این که مادر چیزی بگوید اضا فه کرد و لبخند او زیباترین لبخند ی بود که تا به حال دیده ام

پیرزن نیز سرشار از شادی و آرامش به خانه برگشت و در پاسخ به پسرش که از حالا ت
عجیب مادر شگفت زده شده بود گفت امروز با خدا در پارک کلوچه خوردم اوبسیار جوان تر
از آن است که انتظار داشتم
 

 
دشمن به غلط گفت که من فلسفیم
ایزد داند که آنچه گفت نیم
لیک چو در ین غم آشیان آمده ام
آخر کم از آن که من بدانم که کیم
مائیم که اصل شادی و کان غمیم
سرمایه داردیم و نها دستیم
پستیم و بلندیم و کمالیم و کمیم
آئینه زنگ خورده جام جمییم

 
 

کودک نجوا کرد خدایا بامن حر ف بزن ، مرغ دریای آواز خواند
ولی کودک نشنید .
پس کود ک فریاد زد خدایا بامن حر ف بزن ، رعد در آسمان پیچید
ولی کود ک گوش ندارد.
کودک نگاهی به اطراف انداخت و گفت خدایا بگذار ببینمت ستاره ای درخشید
ولی کودک توجهی نکرد.
کود ک فریاد زد خدایا به من معجزه ای نشان بده،یک زندگی متولد شد .
اما کودک نفهمید .
کو دک با ناامیدی گریست ، خدایا بامن در ارتبات باش بگذار بدانم اینجایی.
بنا برین خداپایین امد و کودک را لمس کرد.
ولی کودک باز هم پروانه راندید.
هر چند که رنگ و بوی زیبا ست مرا
چون لاله رخ وچو سرو بالاست مرا
معلوم نشد که در طربخانه خاک
نقاش ازل بهر چه آراست مرا
مائیم و می و مطر ب و این کنج خراب
جان و دل وجام و جامه پر درد شراب
فارغ رامید رحمت وبیم عذاب
آزار زخاک و باد و از آتش و آب 

(با تشکر فراوان از دوستم الما مهربون)
 
یا علی 
+ نوشته شده در  2006/8/26ساعت 1:38 AM  توسط فرشته | 
خدایا....

مرا قلبی ببخش که برای دیگران بتپدوبا اشک دیگران اشک بریزد.

از شادی دیگران شاد شود و رنج دیگران را رنج خود بداند.

قلبی که مرا با تمامی افرینش پیوند زند................................

خدایا .........

مگذار دعا کنم

که مرا از دشواریها و خطرهای زندگی مصون داری.

بلکه دعا کنم تا رویارویی با انها بی باک و شجاع باشم.

مگذار از تو بخواهم درد مرا تسکین دهی.بلکه توان چیرگی بر انرا به من ببخشی.............................................

 

امیدوارم

در اخر از ایزد پاک و توانا تمنا دارم بهترین ارامشها را به تمامی شماها دوستان عزیز هدیه کند و در کنارش ساییه مولا بالای سر تمامی شما دوستان باشد.در پناه حق.

یا علی

 

 

+ نوشته شده در  2006/8/15ساعت 3:5 AM  توسط فرشته | 
دنياي عجيبي است؛ وقتي مي خواهي گريه کني، شانه اي نداري تا سر بر آن
گذاري و غم دلت را زار زار اشک بريزي و وقتي شانه اي براي گريستن داري ديگر
اشکي براي ريختن نداري، و نه حتي نيازي به ريختن اشک...........................


سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق 
شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم..................................
 
یا علی
+ نوشته شده در  2006/7/30ساعت 1:19 AM  توسط فرشته | 
دنياي عجيبي است؛ وقتي مي خواهي گريه کني، شانه اي نداري تا سر بر آن 
گذاري و غم دلت را زار زار اشک بريزي و وقتي شانه اي براي گريستن داري ديگر 
اشکي براي ريختن نداري، و نه حتي نيازي به ريختن اشک.........
 
سكوتم را به باران هديه كردم//، تمام زندگي را گريه كردم//، نبودي در فراق 
شانه هايت// به هر خاكي رسيدم تكيه كردم...............
 
 
یا علی 
+ نوشته شده در  2006/7/30ساعت 1:7 AM  توسط فرشته | 
نمیدونم چی شدش

پای خودنویس چشمام

روی کاغذ نگاهت

یهو لرزیدش و لغزید و

نوشتم........................دوست دارم

عزیزم دوست دارم

بخدا دست خودم نیست

دوست دارم

چی میشد یه بار تو شهر قلب تو

پا بذارم

اخه ظالم چی کار کنم دوست دارم

نمی دونم چی شدش

که جسارت کردم این یار

دل به دریا زدم این بار

توی اخرین ترانم

قلبم از عشق نترسید و

نوشتم دوست دارم

عزیزم دوست دارم

بخدا دست خودم نیست

دوست دارم

توی اخرین ترانم

خط به خط از تو میگم

بخدا دست خودم نیست

همشون کار دله

میدونم خیلی جسارت کردم این بار

تو بدون که گناهش پای من نیست

.....................................همشون کار دله.....................

 

(با سپاس فراوان از جناب اقای رها شایان با این سروده قشنگشون)

در زیر سایه مولا علی برای تمامی دوستام قشنگترین ارامشها را تمنا دارم

یا علی

+ نوشته شده در  2006/7/14ساعت 2:19 AM  توسط فرشته | 
پیروزی تیم محبوب و دوست داشتنی ایتالیا را به تمامی فوتبال دوستان عزیز تبریک میگم..............امید وارم تمامه لحظات شما عزیزان پر از قشنگی باشه.دسته علی همراه همگی شما عزیزان.شب خوب و ارومی داشته باشین........................................................

یا علی 

+ نوشته شده در  2006/7/10ساعت 1:6 AM  توسط فرشته | 
فلک جز عشق محرابی ندارد

جهان بی خاک عشق ابی ندارد

غلام عشق شو کاندیشه اینست

همه صاحبدلان را پیشه اینست

کسی کز عشق خالی شد مردهست

گرش صد جان بود  بی عشق مردهست

ز سوز عشق خوشتر در جهان نیست

که بی او گل نخندید ابر نگریست..........................

                                                                               (حکیم نظامی گنجوی)

+ نوشته شده در  2006/7/9ساعت 5:39 PM  توسط فرشته | 
بدترین درد اینه که عاشقش باشی ولی اون بگه برو  وقتی هم دلیل میخواهی میگه فقط بخاطر خودت میگم اخه چه جوری میشه اینو باور کرد....................................................................................

بدترین درد اینه که وقتی بهش میگی دوست دارم میگه بهتر دنبال کسی باشی که عاشقش باشی..................................................................................................

واقعا بچها انصاف در عشق چرا کمرنگ شده چرا..................

همتون را به مولا علی میسپارم.

یا علی

+ نوشته شده در  2006/7/9ساعت 0:17 AM  توسط فرشته |